تو نیستی و صدای تو هوای خوب این خونه اس ...

تو نيستي و صداي تو، هواي خوب اين خونهاس
صداي پاي عطر گل، صداي عشق ديوونهاس
تو از من دور و من دلتنگ، تو آبادي و من ويرون
هميشه قصه اين بوده، يکي خندون يکي گريون
هميشه قصه اين بوده، تو يک لحظه تو يک ديدار
يک زخم از زهر يک لبخند، تمام عمر فقط يکبار
پس از اون زخم پروردن، پس از اون عادتو تکرار
ولي نصف يه روح اين ور، يه نيمه اون ور ديوار
خودت نيستي صدات مونده، صدات چشمامو گريونده
دلم روي زمين مونده، فقط از تو همين مونده
نفسهاي عزيز من، صداي پاي شب بوهاس
صداي باد و بوي نخل، هواي شرجي درياس
سکوت اينجا صداي تو، هوا اينجا هواي تو
پر از تکرار اين حرفم: دلم تنگه براي تو
هميشه غصه اين بوده يا مرگ قصه، يا آدم
ته درياچههاي عشق مي جوشند چشمههاي غم
هميشه عشق يعني ابر غروب و غربت بارون
تو در من جوشش شعري، صداي اين لب ويرون ...
اردلان سرافراز
+ نوشته شده در یکشنبه 1388/07/05ساعت 18:58  توسط desperado
